عید بر منتظران مبارک

كى رفتهاى زدل، كه تمنا كنم تو را؟!
كى بودهاى نهفته، كه پيدا كنم تو را؟!
غيبت نكردهاى، كه شوم طالب حضور
پنهان نگشتــهاى، كه هويدا كنم تو را
با صدهزار جلوه برون آمدى، كه من
با صدهزار ديده تماشا كنم تو را
بالاى خود در آينه چشــــم من ببين
تا با خبر زعالم بالا كنم تو را
مستانه كاش! در حرم و دير بــگذرى
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا كنم تو را
خواهم شبى، نقاب زرويت برافكنم
خورشيد كعبه، ماه كليسا كنم تو را
گر افتد آن دو زلف چليپا به چنگ من
چندين هزار سلسله در پا كنم تو را!
طوبى و سدره، گر به قيامت به من دهند
يكجا فداى قامت رعنا كنم تو را
زيبا شود به كارگــــر عشـــق، كار من
هرگه نظر به صورت زيبا كنم تو را

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ ساعت 11:0 AM توسط آلاله
|
ماشــوق وصـــال یار داریم هنوز